حکایات شیرین

حکایت : ارزش نماز شب پیش مؤمن

حکایت : ارزش نماز شب پیش مؤمن

یکی از تجار صد سکه نذر مقدسی اردبیلی نموده بود که با روا شدن حاجت شب هنگام خدمت ایشان آورد ایشان امتناع نموده و از قبول سکه ها خودداری میکند. تا آنکه به اصرار کنار حجره گذاشته میرود. مقدسی اندکی به خواب رفته و چون برای نافله شب برمیخیزد خود را نیازمند غسل می بیند. نیمه شب به سوی حمام شهر حرکت میکند. آن وقت حمام تعطیل و حمامی خوابیده، درب حمام را میکوبد. کیست؟… احتیاج به حمام دارم. این وقت شب نمی شود.یک سکه طلا می دهم، نه نمیشود.تا آنجا که ملااحمد میگوید صد سکه میدهم. حمامی به قصد مسخره کردن درب را باز کرده، ولیکن ناگهان کیسه طلا را میبیند مقدسی وارد حمام شد. غسل نموده و خود را برای ادای نافله شب اماده میکند. آری مقدسی برای ادای نماز شب حاضر است تمام سکههای طلا را بپردازد نکند که رکعتی از نوافل او قضا شود. «کریمان جان فدای دوست کردند.»

حکایت: بھترین و بدترین عضو

حکایت: بھترین و بدترین عضو

آورده اند روزی ارباب لقمان به او گفت: گوسفندی ذبح کن و از بهترین عضوش برای من ناهاری تهیه کن لقمان: زبان گوسفند را پخت و در پیش روی ارباب قرارداد.روز دیگری ارباب گفت: لقمان گوسفندی ذبح کن و ازبد ترین عضوشی ناهاری برایم بیاور. لقمان: باز زبان گوسفند را پخته پیش ارباب آورد. ارباب گفت: تو که هر دو بار یک عضو را پختی. لقمان گفت: شما گفتید بهترین عضو و بدترین عضو، من هم بهترین عضو را زبان میدانم که با او میشود به همه خیرات رسید و بدترین عضو نیز زبان است که تمامی شرور بدیها .۳ ناحیه اوست.

حکایت: عشق فرزند حاتم به حضرت علی

حکایت: عشق فرزند حاتم به حضرت علی

روزی عادی پسر حاتم طائی که از یاران وفادار حضرت علی  بود، پس از شهادت حضرت برای کاری بر معاویه وارد شد. معاویه به کنایه گفت: ای عدی سه پسر داشتی چه شدند؟ عدی در پاسخ گفت: در راه خدا و در رکاب حضرت معاویه گفت: علی در مورد تو انصاف نکرد، زیرا پسران خودش را باقی گذاشت و پسران تو را به کشتن داد. عدی در جواب گفت: من در مورد علی  انصاف نکردم، زیرا من زنده ماندم و علی شهید شد.

لطیفه عقلی

لطیفه عقلی:

طلا را با آتش امتحان می کنند و زن را با طلا و مرد را بازن

 

لطیفه عقلی

لطیفه عقلی :

حضرت علی در بیانی ؛ زیبائی خط را از بلندی روح میدانند.

شعر

شعر:

مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول

                              زورد نیمه شب و درس صبحگاه رسید

حکایت:ری و رازی

حکایت:ری و رازی

صاحب فرهنگ جهانگیری بیان کرده است؛ دیدم به خط فخر رازی که نوشته بود که راز و ری نام دو برادر است که باتفاق یکدیگر شهری را بنا نمودند. ودر تسمیه شهر بعد از اتمام بین ایشان گفتگو واقع شد که هر یک می خواستند شهر را بنام خود بنامند اخرالامر حکما و عقلا چنان قرار دادند که شهر را بنام یکی از ایشان نهند و منسوب شهر را بنام دیگری. پس شهر را به نام ری و منسوب به آنرا رازی نامیدند.

حکایت : جایگاہ مقام حضرت معصومه

حکایت : جایگاہ مقام حضرت معصومه

آیة الله العظمی مرعشی نقل میکنند از پدربزرگوارشان که فرموده بودند: مدتها بود در تلاش بودم تا راز قبر گمشده مادرم فاطمه زهرا را کشف کنم و بدانم قبر آن بانو در کجای مدینه است هرچه درکتب تفحص کردم ازاهل تسنن وتشیع چیزی نیافتم. عاقبت به ختومات و توسلات دست زده، شاید از این راه به هدف خویشی دست یابم. به همین جهت درمسجدسهله برنامه ای رامشغول شدم که دوره آن چهل شب بود، گویا شب سی و هفتم بود که درعالم رویادیدم امام هفتم یاششم راکه خطاب به من فرمودند: سید محمود؛ در گشودن این راز اصرار نداشته باشی، که باید این راز تا آمدن حضرت بقیةالله (عج) پوشیده باشد، چرا که این وصیت آن بانوی مظلومه و گرانقدر است – タ了 وراهی است برای اگاهی یافتن طالبان حق از ستم و ظلمی که بر آن بانوی عالم و همسر گرانقدرش علی ازسوی ستمگران شدو افزود: «خداوند عظمت او را در این سرا به کریمه اهل بیت عنایت فرموده است». پرسیدم سرورم! منظور از کریمه اهل بیت  کیست؟ فرمودند: «فاطمه معصومه  در قم) پدرم افزودند از خواب بیدار شدم و برای نخستین بار راه ایران را در پیش گرفتم و به قم آمدم و پس از زیارت به شهر ری رفتم و همان زمان بود که سیلی قبر شیخ صدوق را تخریب کرده و بدن شریفش ظاهر شده بود، به همراهی گروهی از علمای تهران رفتیم و پس از نهصد سال از رحلت آن مرحوم دیدم پیکر پاکش تر و تازه مانده و من دست او رابوسیدم.

حکایت: توسل به اهل بیت ایالا: چگونه باشد؟

حکایت: توسل به اهل بیت ایالا: چگونه باشد؟

راوندی در کتاب خود از ابوالوفاء شیرازی نقل میکندکه گوید من در زندان ابوالیاس در کرمان زندانی بودم کم کم شنیدم که تصمیم دارند مرا به قتل برسانند لذا به حضرت زین العابدین متوسل شدم. در خواب پیامبراکرم  را زیارت کردم حضرت فرمودند درباره امور دنیا به من ودخترم و دوفرزند اور یعنی حسن و حسین متوسل نشو، اما برادرم علی بن ابن طالب  انتقام تو را خواهد گرفت. گفتم یا رسول الله مگر همان علی شبیه نبود که به همسرش زهرا  ظلم کردند، اما او صبر کرد ارثش را غصب کردند، باز صبر کرد، او چگونه انتقام مرا خواهد گرفت؟ فرمود: در ان مورد با من تعهد داشت که صبر کند و نمی توانست کار دیگری بکند، لذا به آن هم عمل کرد ولی حال وای بر کسی که متعرضی دوستان او بشود. اما به حضرت علی بن الحسین  برای نجات از دست سلاطین و گرفتار شدن به وسوسه شیاطین باید توسل جست به حضرت امام محمد بن علی الباقر و جعفر صادق برای امر اخرت. به حضرت امام موسی بن جعفر متوسل شو برای سلامتی و رفع و دفع بیماری. بہ حضرت امام علی بن موسی الرضا  برای سلامتی از سفر در خشکی و دریا متوسل شو. حضرت امام محمد بن علی الجواد ؛ از خدا بخواه تا بواسطه او روزیت فراوان شود.اما حضرت امام هادی را واسطه قرار داده تا کارهای مستحبی و کمک به برادران دینی برایت میسر شود. به حضرت امام حسن عسکری برای امور مربوط به آخرت متوسل شو. ولی به حضرت ولی عصر حجة بن الحسن وقتی که کارد به استخوان رسید و جان بر لب آمد بگو: «آقا من به تو پناه آورده ام». در این اثناء دیدم شخصی با شمشیری از نور با اسبی از اسمان فرود امد، عرضی کردم اقا مرا نجات بده از دست انکه مرا می از ارد. فرمود: حاجتت را برآوردم. فردا صبح ابوالیاس مرا خواسته برات آزادی مرا به من داد و با تعجب پرسید، فلانی یه چه کسی پناه برده بودی؟!

درباره حجامت

درباره حجامت

در زمستان و هوای سرد بعد از حجامت عسل وسکنجبین میل کن تاازبیماری های کک مک وجذام و بیماریهای پوستی ایمن شوی. در تابستان خوردن شوربای سرکه وهلام” و نصوصا” بسیار نیکوست.