حکایت:کرم خداتاکجاست؟

حکایت:کرم خداتاکجاست؟

منقولست؛ فرعون دلقکی داشت که در جمیع احوال خود را به صورت حضرت موسی شبیه در می آورد و مردم را میخنداند چون فرعون با قوم خود غرق شدند او به سلامت رهائی یافت.موسی با به آه برآورد و گفت خدایا همه آزار من از او بود (تواو را نجات دادی!)).ندا آمد که ای موسی چون خود را شبیه به تو می کرد عیب بود که مشابه تو را که از دوستانی، دشمن بدارم و عذاب نمایم !!

خواصل حیوانات

خواصل حیوانات:

اگر دز را بتراشند و شش روز در میان بول خر قرار دهند همچون یاقوت شود و اگر یاقوت سفید را به بول شتر بجوشانند قرمز شود.

حکایت: فرق مسجد و کلیسا

حکایت: فرق مسجد و کلیسا:

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکی در ایام سیاحت به یکی از ولایات کفار رسید و با اهل آنجا از هر نوع گفتگو و مخالطه نمود، روزی جمعی از اهل آن ولایت گفتند از جمله اموری که دلالت بر حقیقت مذهب ما و بطلان مذهب شما میکند آنست که معابد و کلیساهای ما که قریب به دو هزار سال یا سه هزار سال است بنا شده، مطلقاً اثر خرایی و سستی در آن راه نیافته ولیکن در مقابل اکثر مساجد شما به صد سال باقی نمی ماند و خراب میشود و نظر بر آنکه حقیقت هر چیزی حافظ آنست پس مذهب ما بر حق است، سید در جواب گفت علت خرابی مساجد ما و عدم خرابی معابد شما غیر از اینست، علت انست که در مساجد ما عبادات صحیح و اطاعت پروردگار میشود لذا بناء طاقت تحمل آنرا ندارد و به این جهت خراب میشود و اما معابد شما نظر براینکه از این خصوصیات خالی است و بعضی از اعمال فاسده و باطله در آن انجام میشود سستی در آن بهم نمیرسد و اگرنه به جهت این عبادات بود مساجد ما بیش از معابد و کنایسی شما باقی میماند و اگر عبادات ما و نام پروردگار ما در معابد شما برده شود لحظه ای طاقت تحمل را نخواهد داشت و خراب خواهند شد گفتند امتحان این مطلب امری بسیار ساده و راحت است شما بیا و در معابد به همان سبک مساجد عبادت کن تا صدق و کذب قول تو معلوم شود. سید قبول کرد، توکل بر پرودگار خود، استمدد از اجداد طیبین خود جسته، وضو ساخت و به طرف کنیسه اعظم ایشان که در نهایت استحکام و متانت بود و قریب به دو هزار سال بود که مطلقاً اثر سستی و فتوری در آن دیده نمی شد رفت، جمعی کثیر از اهل آن محل برای تماشا حاضر شدند. سید بعد از داخل شدن اذان و اقامه گفت و خود را آماده نماز کرد، سپس یک مرتبه دست را به جهت تکبیرة الاحرام بلند کرد و به آواز بلند گفت «الله اکبر» و از کنیسه بیرون دوید، فی الفور سقف کنیسه فرو آمده دیوارهای آن بر هم ریخت، وصدق قول سید بر آنها ظاهر شد.

اثر شیر مادر

اثر شیر مادر 

بخت اسم پسر به زبان عبری و نصر اسم بتی است. و معنای بخت النصر می رساند که پسر بت بوده است، بختالنصر از زنا بعمل آمد و بعد از ولادت، مادرش او را کنار بتیکه بنام نصر بود گذاشت و رفت. چون روز دیگر آمد ماده سگی را بالای سرش دید که او را شیر می دهد و چون شیر خورده سیر شد با زبان خود او رالیسیده و پاک نمود. مادرش گفت: در این کار سری است و این پسر باید منشأ کاری شود که این سگ، حافظ اوست وقتی که بخت النصر به سلطنت رسید اول کاری که کرد مادرش را کشت، شبی که میخواست خروج کند به مادرش گفت مبادی امشب پیش من بیائی که تو را می کشم، وقتی که بخت النصر در وسط میدان ایستاده بود و یاران وی در اطرافش جمع بودند. مادرش تاب نیاورده و پیش فرزندش آمد و گفت مادر این چه کاری است که اراده نموده ای؟، مادرش که مشغول این گفتار بود بخت النصر آمد و گفت مگر نگفتم امشب از خانه بیرون نیا، لذا شمشیر زد و مادرش را کشت!

رؤیای شیرین دیدن

رؤیای شیرین دیدن:

خواندن آیه نور خصوصاً در حین صفا و با حضور به عدد نام الله که ۶۶ باشد. هنگام خوابیدن موجب رؤیای شیرین و دوست داشتنی میشود.

11

حکایت :شیطان و ولایت حضرت علی

حکایت :شیطان و ولایت حضرت علی
در روضه کافی از جابر بن عبدالله از امام باقر نقل شده است. که چون روز غدیر پیغمبر خدایا دست علی را گرفت و ولایت او را بر مردم ظاهر کرد ابلیس لعین چنان صیحه ای کشید که لشکر او از صحراها و دریاها حاضر شدند و گفتند که: ای سید و مولای ما چه روی داده است، که هرگز از تو صیحه ای با وحشت تر از این صیحه نشنیده بودیم ؟ گوید که: این پیغمبر امروز کاری کرد که اگر به انجام برسد هرگز بعد از این بندگان خدا معصیت نکنندگفتند: ای سید ما تو آدم را فریب دادی از اولاد او چه غم داری؟ پس چون منافقان گفتند که: «این سخن پیغمبر در حق علی از روی هوای نفس بود، آیا نمیبینید که چگونه چشمهایش دور میزند مانند دیوانگان». ابلیسی از روی طرب صیحه کشید پس همه دوستان او شدند. گفت: آیا ندانستید که من آدم را فریب دادم؟ گفتند: چرا دانستیم گفت: که آدم عهد را شکست و امّا کافر نشد ولی این جماعت عهد را شکستند و به پیغمبر خود کافر شدند. پس چون پیغمبر وفات کردند ابلیس تاج سلطنت بر سر گرفت و منبری نصب نمود و علم خود را برافراشت و سوارکاران و پیادگانش را جمع کرد و به ایشان گفت که بر قصید وطرب کنید چون دیگر خدا اطاعت کرده نمی شود تا قائم آل محمد ظاهر شود.

نکته های نامه نویسی

نکته های نامه نویسی

در نوشتن نامه چند نکته زیبا لازم است.

۱ – شروع با نام خداوند و حمد و ستایش پروردگار و صلوات بر محمد و آل محمد

۲-سطرهای آخر را در نوشتن میل به بالا دهد یا حداقل مساوی نویسد چه آنکه یهود و ترسا میل به پائین می دهند.

۳- چون نامه نوشت اندکی خاک بر آن افشاند چه آنکه در روایت داریم: «اذا كتب أحَدُكُمْ كتاباً فليستريه به فإنه أنجح للحاجه ). که برای یافتن مطلوب مؤثرتر است.

۴- نامه را بر زمین اندازد تا قاصد بردارد و بدست او ندهد چه نقل است از حضرت رسول اکرم یا با نامه ای که به نجاشی نوشته بود بر زمین انداخت تا قاصد برداشت، لاجرم نجاشی نامه را به انواع احترام و عزت دریافت کرد و لیکن نامه پرویز را به قاصد داد واو بی حرمتی کرد.

۵ – نامه را بعد از نوشتن در تا کردن مربع نکند چرا که مربع علامت عداوت و دشمنی است.

شعر:

در خاک طالقان رسیدم به عالمی         گفتم مرا بتربیت از جاهلی پاک کن

گفتا بر و چو خاک تحمل کن ای فقیه       یا آنچه خواندهای همه در زیر خاک کن

اتصال به عالم ارواح / آیت الله سید عبدالکریم کشمیری

اتصال به عالم ارواح / آیت الله سید عبدالکریم کشمیری:

ایبت الله کشمیری دربارهٔ اتصال به ارواح، سورهٔ حمد را به ریاضتی خاص، دربارهٔ دیدن ارواح در خواب و بیداری دستور می دادند. اما سالک باید چند سالی سلوک کند، تا این سنخیت و اتصال را پیدا کند و برای افراد مبتدی در سلوک و کسانی که شرایط تجرد در آنها نباشد، این آثار نمی آید.

تجرد روح / ایت الحق شیخ انصاری

تجرد روح / ایت الحق شیخ انصاری:

یکی از شاگردان ایشان نقل می کردند که روزی حضرت آیت الله انصاری به من فرمودند: این ذکر را زیاد بگو و تعداد هم نمیخواهد1بعد از مدتی به من فرمود که آیا در مورد «من» فکر کرده ای؟ برو در این باره فکر کن و بنده هم به حجره ای در مدرسهٔ آخوند رفتم و مشغول فکر در این باره شدم که ناگهان متوجه شدم، حالت تجرد برای من حاصل شده و خودم را در آسمانها دیدم و از مشاهدهٔ آثار عظمت و جلال و جمال خداوند، لذتی بزرگ میبردم. همین طور که در آسمانها گردش میکردم، به محض این که به گوشهٔ حجره نگاه کردم، جسم خود را دیدم. روحم در جسد جای گرفت؛ و فهمیدم انسان اگر ذره ای به من خودش توجه کند، سقوط می کند.

 

 

 

 

 

 

تجرد روح / منقول

تجرد روح / منقول:

یکی از شاگردان آیه الله انصاری  نقل می کردند که روزی با ایشان به بیابان رفتیم. آقامشغول تهيه غذاشدند و من هم به کنار تپه ای رفتم و به سجده افتادم و با تمام وجود ذکر یونسیه را تلاوت میکردم ناگهان دیدم که پرده ها از جلوی چشمم برداشته شد و در آن جا چشم با گوش یکی شده بود و می دیدم و می شنیدم که تمام موجود ات اسمان و ز مین

2