حکایت: توسل به اهل بیت ایالا: چگونه باشد؟

حکایت: توسل به اهل بیت ایالا: چگونه باشد؟

راوندی در کتاب خود از ابوالوفاء شیرازی نقل میکندکه گوید من در زندان ابوالیاس در کرمان زندانی بودم کم کم شنیدم که تصمیم دارند مرا به قتل برسانند لذا به حضرت زین العابدین متوسل شدم. در خواب پیامبراکرم  را زیارت کردم حضرت فرمودند درباره امور دنیا به من ودخترم و دوفرزند اور یعنی حسن و حسین متوسل نشو، اما برادرم علی بن ابن طالب  انتقام تو را خواهد گرفت. گفتم یا رسول الله مگر همان علی شبیه نبود که به همسرش زهرا  ظلم کردند، اما او صبر کرد ارثش را غصب کردند، باز صبر کرد، او چگونه انتقام مرا خواهد گرفت؟ فرمود: در ان مورد با من تعهد داشت که صبر کند و نمی توانست کار دیگری بکند، لذا به آن هم عمل کرد ولی حال وای بر کسی که متعرضی دوستان او بشود. اما به حضرت علی بن الحسین  برای نجات از دست سلاطین و گرفتار شدن به وسوسه شیاطین باید توسل جست به حضرت امام محمد بن علی الباقر و جعفر صادق برای امر اخرت. به حضرت امام موسی بن جعفر متوسل شو برای سلامتی و رفع و دفع بیماری. بہ حضرت امام علی بن موسی الرضا  برای سلامتی از سفر در خشکی و دریا متوسل شو. حضرت امام محمد بن علی الجواد ؛ از خدا بخواه تا بواسطه او روزیت فراوان شود.اما حضرت امام هادی را واسطه قرار داده تا کارهای مستحبی و کمک به برادران دینی برایت میسر شود. به حضرت امام حسن عسکری برای امور مربوط به آخرت متوسل شو. ولی به حضرت ولی عصر حجة بن الحسن وقتی که کارد به استخوان رسید و جان بر لب آمد بگو: «آقا من به تو پناه آورده ام». در این اثناء دیدم شخصی با شمشیری از نور با اسبی از اسمان فرود امد، عرضی کردم اقا مرا نجات بده از دست انکه مرا می از ارد. فرمود: حاجتت را برآوردم. فردا صبح ابوالیاس مرا خواسته برات آزادی مرا به من داد و با تعجب پرسید، فلانی یه چه کسی پناه برده بودی؟!