حکایت : جوانمردی نظام الملک

حکایت : جوانمردی نظام الملک

یکی از خصوصیات خواجه نظام الملک این بود که هر چیزی که میخورد اطرافیانش را در آن خوراک سهیم و شریک می کرد. روزی باغبان خواجه سه عدد خیار نوبر برای خواجه آورد. شما میدانید که خیار تازه و نوبر عطرش مشام را نوازش میدهد و همه به آن میل پیدا می کنند.اما این بار خواجه برخلاف رسم سابق هر سه خیار را خودش خورد و به کسی هم تعارف نکرد و باغبان را مکرمت فرمود و احترامی و وی را مرخصی کرد.یکی از حاضران از خواجه سؤال کرد: علت اینکه بر دیگران نبخشیدید چه بود؟ خواجه گفت: خیارها را چشیدم همه تلخ بودند. دیدم اگر به هر کدام از اهل مجلس بدهم احتمال دارد مراعات حال باغبان را نکنند و باغبان بفهمد که تلخ است و آزرده خاطر شود. باغبان در نیت خود تمام سعی و تلاشی را کرده که به ما محبتی کند و ماههای پی در پی رنج برده تا با لطف این خیارها را خدمت ما آورده خلاف مردانگی و مروت بود اگر در این جا او را آزرده خاطر کنم لذا لبخند زنان خیارها را خوردم و انعامش دادم تا دل او هم شادمان گردد.