لطیفه

لطیفه

وقتی حجاج بن یوسف ثققی را سردرد شدیدی عارضی شد طبیبی را حاضر کردند، گفت: طشتی از آب گرم حاضر تا پاهای او را در آن گذرام.خواجه ای که از مردی او را انداخته بودند از باب تمسخر گفت آخر پا چه کار به سردارد، امیر از سر شکایت میکند او پا را در آب می گذارد.طبیب عصبانی شد و گفت اگر پا را با سر مناسبتی نبود پس چرا بیضه تو را کشیدند و دیگر مو از صورت تو بیرون نیامد.

لطیفه

لطیفه

در کاشان شخصی تازه دیوانه شده بود، روزی سوار بر شتری شده و فریاد می کرد که: ما می رویم مکه هر کسی دیوانه کهنه قدیمی به او رسید در حالیکه چماقی در دست داشت، نخست چند چماقی بر بدن دیوانه نواخت و گفت ای احمق من پنجاه سال است دیوانه شده ام و هنوز یک هلال علی که بک فرسنگی شهرست نرفته ام تو امروز روز دوم است که دیوانه شده ای به مکه می روی ؟

لطیفه

مرد بخیلی به رفیقش گفت: انگشتر خود را به من ده کههر وقت آنرا ببینم به یاد تو بیفتم. رفیقش گفت: هر وقت خواستی مرا یاد کنی و به خاطر بیاوری، به خاطر بیاور که وقتی انگشتر از او خواستم به من نداد.

لطیفه

دو طریقه آسان برای فکر نکردن وجود دارد، یکی در همه امور شک کردن و دیگر همه چیز را باور کردن.

لطیفه

لطیفه:

به نژادپرستی گفتند: آیا در کشور شما باز آدمخواری وجود دارد یا نه.

گفت: تعدادی بودند آنها را خوردیم، تمام شدند.!!

شعر: سلمان ساوجی

از بسی که شکستم و بیستم توبه         فریاد بسی کندز دستم توبه

دیروز به توبه ای شکستم ساغر             امروز به ساغری شکستم توبه

لطیفه

لطیفه:

دزدی و خرسی به باغ آمدند و انگور می خوردند صاحب باغ رسید دزد را به درخت بست و چوب می زد،

گفت: که ای مرد چرا مرا میزنی و کاری به خرس نداری؟

گفت: برای آنکه تو میخوری و می بری، و او میخورد

لطیفه

لطیفه:

دزدی به باغی رفت صاحب باغ در رسید، دزد به سرعت به کناری نشست مثل کسی که قضای حاجت میکند صاحب باغ پرسید که در اینجا چه میکنی؟ گفت: قضای حاجات می کردم، پس از جای برخاست صاحب باغ فضله سگی در آنجا دید و گفت: اینکه فضله سگ است، گفت: بی انصاف نگذاشتی من درست مثل آدم قضای حاجت کنم!!

لطیفه

لطیفه:

جوانی دست زن پیری را گرفته بود و میبرد، شخصی از وی پرسید که این کیست و به کجایش می بری گفت: مادر من است و ناخوشی، او را به نزد طبیب میبرم، گفت: شوهرش بده خوب میشود. مادر گفت: ای فرزند مگر این طبیب سلطان است کهاینقدر درد را خوب می شناسد.