حکایت : رزاقی ما حلال است

حکایت : رزاقی ما حلال است 

روزی حضرت امیرالمومنین به مسجد تشریف فرما شدند، در مسجد کسی ایستاده بود، حضرت دهنه اسبشان را به او سپرده و به مسجد رفتند. هنگام بازگشت حضرت دو دینار در دست گرفتند تا به عنوان مزد به آن مرد بدهند. وقتی برگشتند دیدند آن مرد دهنه اسب را دزدیده و رفته است. حضرت دو دینار را به قنبر دادند و فرمودند به بازار برو و یک دهنه اسب خریداری کن، قنبر به بازار آمد، از اتفاق دید شخصی دهنه اسبی را به قیمت دو دینار میفروشد فورا از او خریداری کردند و برگشتند، تا نگاه حضرت به دهنه اسب افتاد، سؤال کردند چند خریدی این همان دهنه دزدیده شده است. قنبر در پاسخ گفت: دو دینار حلال خود را که برایش تعیین شده بود حرام کرد.

فائده: معنای طلسم

فائده: معنای طلسم

معنای طلسم را سه گونه بیان داشته اند:

  • طل به معنی اثراست وطلسم یعنی طل اسم یعنی اثراسم
  • طلسم یک لفظ یونانی است که به معنی بسته ای که وانشود معنی میدهد.

     • طلسم کنایه از مقلوب خود یعنی مسلط است. (اگر میشود) یعنی صاحب آن مسلط است.

فائده: جهت آبستن نشدن

فائده: جهت آبستن نشدن

مایه خرگوشی را اگر زنی سه روز بعد از ظهر با سرکه بخورد دیگر آبستن نمی شود.

فائده: در محبت بین زوجین

فائده: در محبت بین زوجین:

اگر بخواهی محبت بین خود و همسر خود را ازدیاد کنی یا محبت دو زوج را زیاد کنی، آیه ۱۳ سوره مائده را هفت باربر نمک یا میوه ای مثل سیب یا هر خوراکی خوانده و به آن بدم و به همسر یا آن زوج بده، محبت آنها آنقدر زیاد شود که لحظه ای دوری هم را تحمل نتوانند کرد. انشاء الله. ایه اینست:

nnnnnnn

 

 

 

 

 

حکایت: قبولی عبادت به چیست؟

حکایت: قبولی عبادت به چیست؟

اگر چه راجع به ابراهیم ادهم و بایزید بسطامی از نظر عقیده نسبت هائی داده اند ولیکن اینجا بدور از ان نسبتها و صحت و سقم آنها به حکایتی از آنها میپردازیم. اگر چه بزرگانی چون شیخ بهائی در کشکول از آنها نام آورده اند و این دلیلی بر صحت عقاید و طرد نسبتهای ناروا می تواند تبوده باشد، بگذریم: ابراهیم در مکه از مردی خرما خرید، سپس دو خرمای چسبیده به هم را که پیش پای او در زمین افتاده بود بخیال اینکه از خرمای خود اوست برداشت و خورد، مدتی گذشت تا در بیت المقدس روزی وارد مسجد صخره شد  و شب را در مسجد ماند. آنجا شنید از ملائک که گفتند: در مسجد امشب از جنس آدمی کسی هست یا نه، دیگری گفت: ابراهیم ادهم عابد در مسجد است، کسی گفت در مدت یکسال است اطاعت او و استجابت دعای او بی نتیجه مانده چرا که به حساب آن دو خرما رسیدگی نکرده است. صبح هنگام از مسجد واز بیت المقدسی به قصد مکه خارج شد به همان مغازه خرما فروش وارد شد. جوانی را دید و سراغ صاحب مغازه که پدر وی بود را گرفت، جوان در جواب گفت وی از دنیا رفته و سپس قصه دو خرما را بیان وطلب حلالیت نمود، جوان که یکی از وارثان بود وی را حلال نمود و سهم خواهر و مادر را هم به آنها واگذار نمود، ابراهیم خدمت مادر و خواهر هم رسید و حلالیت طلبید. سپس به قصد بیت المقدس از مکه خارج شد و باز شبی را در مسجد صخره بیتوته کردان شب شنید که فرشته ای به فرشته دیگر میگوید. این همان ابراهیم ادهم است که اعمال یکساله اش بی نتیجه مانده و اکنون قبول گشت و دعایش مستجاب گردید. ابراهیم از شنیدن این مطلب گریه شوق کرد و از آن به بعد کاملاً دقت میکرد که مراعات غذا را بکند.

فائده:در دفع شته ازباغ وباغچه

این حرز نوشته و در باغ جای محفوظی قرار داده شود باذن الله شته به میوه ها و ثمرات آن باغ ضرری نخواهد رساند.

Untitled-999999

بستم شته باغ فلان (اسم صاحب باغ) بحق سلطان و بحق منان و بحق حنان و بحق برهان لا اله الاالله برهان و بحق سبحان و بحق سلطان .

حکایت: حساب برزخ خیلی سخت و دقیقی است

حکایت: حساب برزخ خیلی سخت و دقیقی است

در اخبار است مرد مستمندی از دنیا رفت و از صبح که جنازه او را بلند کردند تا به شام از دفنشی بواسطه کثرت جمعیت تشییع کننده فارغ نشدند بعدها او در خواب دیدند، پرسیدند خداوند با تو چه کرد؟ گفت: خداوند مرا آمرزید و نیکی و لطف زیادی درباره من کرد ولی حساب دقیقی نمود حتی روزی بر در دکان رفیقم که گندم فروشی داشت نشسته بودم با حال روزه هنگام اذان یکدانه از گندمهای او را برداشته و با دندان خود دو نیمه کردم، در این موقع بخاطرم آمد که گندم از من نیست آن دانه شکسته را بروی گندمهای او افکندم، خداوند چنان حسابی کرد که از حسنات من به اندازه نقص قیمت گندمیکه شکسته بودم گرفت.

طفلی که زیاد گریه میکند

طفلی که زیاد گریه میکند:

برای طفلی که زیاد گریه میکند. این دعا را بنویسید و همراه او نمائید.

z

نردبان این جهان ما و منی است            عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم هر کسی که بالاتر نشست          استخوانش سختتر خواهد شکست

فائده:دعاء گندم

دعاء گندم

به جهت بیمار یک صاع گندم بگیر و بیمار را بر پشت بخوابان و گندم را بر سینه او بریز و نثار کن و بگو تا بگوید.

Untitled-111111111111

 پس بیمار را بگو تا درست بنشیند و گندم را جمع کن وباز این دعا را بگو تا بخواند و گندم را چهار قسمت کن و هر قسمتی را به فقیری بده، باز بگو این دعا را بخواند. این طریقی است که حضرت امام صادق لایه به داود بن رزین در موقعیکه بیمار بود نوشتند و داود گوید من عمل کردم و شفا یافتم”.

حکایت: غذای شبهناک و اثر آن

فرزند حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان به نقل از پدرشان فرموده بودند: یکسال از قم برای امری به همدان مسافرت نمودم و در آنجا میهمان یکی از معتمدین بودم، شبی صاحب منزل اظهار داشت، امشب در منزل شخصی از آشنایان برای شام مهمان هستم و او از من خواهش کرد که همراه او بروم و چون امتناع نمودم اصرار نمود که امدن شما برای من و آبروی من خوب است و… به هرحال آن شب را من به آن میهمانی رفتم و شام خوردم فردا صبح بر خلاف همیشه که به راحتی برای نماز شب بیدار می شدم موقعی از خواب بیدار شدم که چیزی به طلوع آفتاب نمانده بود، با عجله وضو گرفته و نماز صبح را خواندم و پس از نماز به فکر فرو رفتم که چه شده است که از خلوت و انس سحر محروم شدم، هر چه تأمل کردم علتی جز آن شام شب گذشته چیزی نیافتم. صاحب منزل که آمد پرسیدم کسی که دیشب در منزلش بودیم چه شغلی دارد. گفت او بانک بعدازظهر است. و شروع به توضیح کار آنها که چگونه ربا میدهند و می گیرند کرد (البته این مطلب مربوط به زمان طاغوت است من ناراحت شدم وبا ناراحتی سؤال کردم که چرا مرا به این سفره دعوت کردی. ولی به هر حال گذشته بود نکته قابل توجه آنکه من تا مدت ۴۰ شب هر چه کردم بر نماز شب توفیق نیافتم.